خرید بک لینک
باد که آمد خرامان خرامان به سویش رفتم اما اوهنوز سبز بود .انگار جشن را دوست نداشت . با کمک باد لباس رنگی به رنگ زرد و نارنجی برتنش کردم افراد آنلاین : 1 نفر بازديد امروز : 10 بازديد ديروز : 2 بازدید ماه قبل : 83 بازدید سال قبل : 431 كل بازديده

برچسب: نویسنده: محمد رجبی تاريخ: يکشنبه 23 مهر 1396 ساعت: 21:33

شبانگاه به دیاری می روم

که یاران فانوس هم می شوند

به دیاری می روم

که روز و شب از عشق سر مست می شوم

به دیاری می روم

که عشق را از زلیخا و شیرین و لیلا نیا موختند

بلکه عاشقانه الگوی هم میشوند


[ بازدید : 4 ] [ امتیاز : 0 ] [ امتیاز شما : ]

برچسب: نویسنده: محمد رجبی تاريخ: يکشنبه 23 مهر 1396 ساعت: 21:33

به چیزی می نویسم .شما ندید بگیرید .از این مملکت متنفرم .از این مملکتی که مردم تورو خیلی راحت گناه کار می دوننن ولی دلشون نمی سوزه

خیلی رور راست بهت میگن داری اشتباه می کنی ولی نمی گن من دوست دارم دوست ندارم چیزیت بشه هه

از این مملکت از این دیار متنفرم


[ بازدید : 6 ] [ امتیاز : 0 ] [ امتیاز شما : ]

برچسب: نویسنده: محمد رجبی تاريخ: يکشنبه 23 مهر 1396 ساعت: 21:33

باد که آمد خرامان خرامان به سویش رفتم اما اوهنوز سبز بود .انگار جشن را دوست نداشت . با کمک باد لباس رنگی به رنگ زرد و نارنجی برتنش کردم افراد آنلاین : 1 نفر بازديد امروز : 7 بازديد ديروز : 2 بازدید ماه قبل : 80 بازدید سال قبل : 428 كل بازديدها

برچسب: نویسنده: محمد رجبی تاريخ: يکشنبه 23 مهر 1396 ساعت: 21:33

صفحه بندی